تبليغاتX
راه ابریشم - گفت و گو باكرم رضا تاج مهر، داستان نويس مطرح لرستاني

راه ابریشم

فرهنگي ، ادبي و لرستان پژوهي

گفت و گو باكرم رضا تاج مهر، داستان نويس مطرح لرستاني

 

 

اين مصاحبه پيشتر در روزنامه ايران چاپ شده است

كرم‌رضا تاج‌مهر از نويسندگان مطرح و با ذوق لرستاني است كه در حوزه ادبيات داستاني به فعاليت مي‌پردازد.

وي علاوه بر خلق و توليد آثار داستاني زيبا در زمينه شناسايي و پرورش استعدادهاي جوان و علاقه‌مند به قصه‌نويسي نيز فعاليت دارد. در اين مصاحبه با وي درباره فعاليت‌هايش و تاريخچه و وضعيت داستان‌نويسي در لرستان به گفت‌و‌گو نشسته‌ايم.

 

 

به عنوان نخستين سؤال بفرماييد چطور شد كه به هنر داستان‌نويسي روي آورديد؟

از وقتي كه به خاطر دارم بيشتر از اينكه بخواهم حرف بزنم دوست داشتم بنويسم و البته تمايلي نداشتم كسي نوشته‌هايم را بخواند. اواخر سال 78 متوجه برگزاري يك جشنواره قصه داستاني در خرم‌آباد شدم كه كانون نويسندگان لرستان متولي‌اش بود و همان زمان با شركت در كلاس‌هاي آموزشي اين كانون الفباي داستان‌نويسي را از استاد خوبم جناب آقاي علي صارميان آموختم و تا امروز كه خودم در خدمت دوستان ديگر هستم، با اشتياق فراوان به دنبال آموختن هستم.

 

چه تعريفي از داستان داريد؟

شايد اغراق نباشد اگر بگويم به تعداد داستان‌نويسان، تعريف‌هاي متفاوتي از داستان وجود دارد. اين سؤال را هميشه هنرجويان اين رشته به اين‌صورت كه داستان خوب چه داستاني است از من مي‌پرسند و من هميشه مي‌گويم: داستان دنياي دوم و ذهني همه آدم‌هاست و داستان خوب داستاني است كه با مخاطب ارتباط برقرار كند و بتواند تأثيرگذار باشد به‌طوري‌كه خواننده را به تفكر وادار كند، حالا اين مخاطب ممكن است يك عضو جامعه باشد كه فقط سواد خواندن و نوشتن دارد و يا ممكن است يك نويسنده يا استاد دانشگاه باشد. فرقي نمي‌كند، داستان بايد همه مخاطب‌ها را پوشش دهد.

توجه نكردن به اين ويژگي بسيار مهم به نظر من عمده‌ترين مشكل براي پيشرفت و تأثيرگذاري يك داستان است و باعث ايجاد شكاف بين داستان‌نويسان و مخاطبان (جامعه) شده است.

 

چه افتخارات و مقام‌هايي را در اين زمينه كسب كرده‌ايد؟

5 عنوان نخست از جشنواره‌هاي ملي داستان كوتاه را كسب كردم و داوري چند جشنواره ملي و منطقه‌اي داستان را نيز بر عهده داشتم ولي بيشتر به چيزهايي كه در ذهن دارم و هنوز روي كاغذ نياورده‌ام مي‌انديشم و به اين مقام و رتبه‌ها كاري ندارم.

 

الان در زمينه داستان‌نويسي مشغول به چه كاري هستيد؟

در حال حاضر مشغول برگزاري نخستين كارگاه نوين سوژه‌پردازي داستاني هستم كه در نوع خودش در كشور كم‌نظير و حتي شايد بي‌نظير باشد. در دوره‌هاي قبلي برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي، هميشه كمبودهايي وجود داشت كه شيوه‌هاي مختلف آموزشي پاسخ‌گوي آن‌ها نبوده است و باعث مي‌شد بازدهي آن كم شود. در جست‌و‌جوي راه‌حلي براي رفع كردن اين نقص‌ها بودم كه با يكي از آثار «گارسياماركز» روبه‌رو شدم.

گارسيا ماركز در اين اثر راجع به كارگاهي كه براي آموزش سناريو تدارك ديده بود همچنين گفته بود. البته ما با تغييراتي مختصر اين كارگاه را براي علاقه‌منداني كه تجربه زيادي در اين زمينه ندارند برگزار كرديم و به نتايجي كه در نظر داشتيم، رسيده‌ايم. از بزرگ‌ترين ويژگي‌هاي اين كارگاه علاوه بر آشنايي با نحوه برخورد با سوژه‌هاي داستاني و تبديل آن‌ها به داستان، آموزش داستان‌نويسان جوان براي حركت به سمت درست نوشتن است.

 

تاريخچه داستان‌نويسي در خرم‌آباد و لرستان را در صورت ممكن توضيح دهيد؟

قبل از انقلاب چند چهره شناخته شده داريم كه اثرهايي را هم به چاپ رسانده‌اند. از اين داستان مي‌توان به مرتضي جزايري، نصرت‌الله مسعودي و عزيز كشاورز اشاره كرد كه با توجه به شرايط آن زمان و محدوديت‌هاي مختلفي كه وجود داشت زحمات زيادي كشيده‌اند و من دست همه‌شان را مي‌بوسم.

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نيز علاوه بر چهره‌هايي كه نام بردم، دو دسته از نويسندگان ديگر در حال نوشتن داستان هستند. دسته نخست كه به دلايل مختلفي در خارج استان و بيشتر در تهران مشغول فعاليت هستند كه از آن‌ها مي‌توان به علي‌اكبر سليمان‌پور، محمّد حنيف، علي صارميان، خانم حجازي و مهيار رشيدي اشاره كرد و دسته دوم كه عموماً جوان هستند و به صورت علمي‌تر داستان را آموخته‌اند. لازم به ذكر است كه كانون‌هاي نويسندگان داستان بيشتر در خرم‌آباد و دورود است.

 

افق داستان‌نويسي را در لرستان چگونه مي‌بينيد؟

به اعتقاد من جريان داستان‌نويسي جوان كه از اواخر دهه هفتاد شكل گرفته نقطه عطفي در تاريخ ادبيات لرستان است كه تا امروز توانسته خيلي از نگاه‌ها را به سمت خود جلب كند. براي تكامل و به ميوه نشستن اين جريان داستان‌نويسي زمان لازم است و شايد لرستان را همين چهره‌هاي جوان به قطب ادبيات داستاني كشور تبديل كرده‌اند.

 

در اين روزگار كه شتاب زمان مشخصه اصلي آن است به نظر شما داستان‌ نوشتن و داستان خوانده به چه كار مي‌آيد؟

شتابي كه شما مي‌گوييد به نظر من نتيجه رشد علم و تكنولوژي و ارزش دادن به خلاقيت در اين زمينه است. وجه اشتراك علم و هنر (ما داستان‌نويسي را هنر مي‌دانيم) در اين است كه هر دو از تفكر و خلاقيت سرچشمه مي‌گيرند و خيلي وقت‌ها اين دو مكمل يكديگرند.

اين شتاب با همه دستاوردهايي كه ممكن است براي بشر به ارمغان بياورد نياز به تأمل دارد و اين تأمل جز در دنياي هنر دست يافتني نيست.

يعني اهميت دادن به تفكر خلاق و توليد هنر براي آرامش روح و ذهن انسان‌ها مخصوصاً در دنياي پرشتاب امروز لازم و ضروري است و اين امر حاصل نمي‌شود مگر با آميختگي علم و هنر.

ذكر اين نكته ضروري است كه قسمت اعظمي از زندگي ما تمايلات، خواسته‌ها، رؤياها و ... هستند و گمان نمي‌كنم علم بتواند جايگزيني براي مثلاً تأثير موسيقي يا مطالعه بر ذهن انسان، پيدا كند، داستان نوشتن و داستان خواندن به واسطه ارتباط مستقيمي كه با ذهن مخاطب دارد همواره از بهترين هنرها و روش‌ها براي پر كردن خلاء‌هاي زندگي ذهني آدم‌ها بوده است. قصه از روز اول با بشر بوده و برخلاف تصور خيلي‌ها كه قرن حاضر را قرن فراموشي و مرگ داستان قلمداد مي‌كنند، باور من اين است كه داستان براي هميشه با آدم‌ها خواهد بود، ضمن اينكه حتماً آگاهيد كه خيلي از دستاوردهاي علمي بشر ابتدا در خلاقيت داستاني و توسط داستان‌نويسان مطرح شده‌اند و در مرحله بعد دانشمندان بر اساس آن موفق به ساخت فناوري‌هاي گوناگون شدند.

 

ظاهراً در يكي 2 ماه آينده برنامه‌هايي را در دست اجرا داريد. در اين مورد توضيح دهيد.

برگزاري 3 كارگاه يك روزه در دستور كار كانون نويسندگان لرستان است كه قصد داريم با دعوت از نويسندگان و منتقدان رتبه اول كشور زمينه‌اي فراهم كنيم كه از طرفي اين اساتيد با جريان جوان و رو به رشد داستان‌نويسي لرستان آشنا شوند و از طرف ديگر نويسندگان جوان استان ما از تجربيات اين عزيزان استفاده كنند.

 

داستان‌نويسي امروز لرستان نسبت به كل كشور در چه جايگاه و مرتبه‌اي قرار دارد؟

واقعيت اين است كه بر خلاف تلاش‌هاي ارزشمندي كه در گذشته صورت گرفته است، در مقايسه با استان‌هاي ديگر از جمله خوزستان يا اصفهان، متأسفانه چشمگير نبوده اما نسل جوان داستان‌نويسي لرستان حضور پررنگي در عرصه ملي داشته و در خيلي از موقعيت‌ها حرف اول را زده است.

اگر در گذشته استان ما فاقد امكانات استعداديابي و نيروي توانمند براي پرورش داستان‌نويسان جوان بود، امروز شرايط بسيار مناسبي فراهم شده است كه با نظارت مناسب اين جريان ادامه پيدا مي‌كند.

 

آثار مكتوب و چاپ شده شما كدام‌ها هستند؟ لطفاً نام ببريد.

تا امروز آثار من بيشتر در نشريات مختلف و مجموعه‌هاي اشتراكي چاپ شده كه بيشتر آثار برگزيده جشنواره‌ها بوده‌اند. متأسفانه با اينكه نخستين مجموعه داستانم از 2 سال پيش آماده بوده است به دليل مشكلاتي كه ما شهرستاني‌ها داريم تا امسال نتوانسته‌ بودم آن را به دست ناشر بسپارم. اين مجموعه در حال حاضر با عنوان «واهمه‌ي خاكستري» در اختيار ناشر است. دومين مجموعه‌ام هم آماده است كه بايد برايش يك ناشر خوب انتخاب كنم. ضمن اينكه مشغول نوشتن گزارش چگونگي پرورش سوژه‌هاي داستاني هستم كه در جلسات كارگاه نوين سوژه‌پردازي مطرح شده است و مجموعه اين گزارش‌ها در پايان سال در قالب يك كتاب آموزشي فوق‌العاده جذاب و مفيد و كم‌نظير ارايه خواهد شد.

از يك سال پيش هم مشغول تحقيق و يادداشت‌نويسي براي نوشتن نخستين داستان بلندم هستم كه فكر مي‌كنم متفاوت است و حتماً حرفي براي گفتن خواهد داشت. يك مجموعه داستان با موضوع جنگ هم دارم كه مشغول نوشتنش هستم و هنوز تعداد داستان‌هايش به حدّ نصاب نرسيده است.

 

 

اگر مطلب ديگري لازم به گفتن است بفرماييد.

چيزي كه به باور من مانع پيشرفت ادبيات داستاني ما شده است اسارت داستان‌نويسان ما در حصار چارچوب‌ها و اسم‌هاي بيگانه‌اي است كه خلاقيت‌شان را در خود مدفون مي‌كنند و در واقع هيچ نسبتي هم با جامعه امروز ما ندارند. آفت داستان‌نويسي ما تن دادن به اين چارچوب‌ها و تقليدهاي كوركورانه است. همان‌طور كه گفتم داستان‌نويسي يعني خلاقيت.

مطمئن باشيد هميشه در ابتداي امر خلاقيت به هنر منجر شده و بعد عدّه‌اي نشسته‌اند و براي آن قواعد تعريف كرده‌اند.

اين مسأله ساده از ديد داستان‌نويسان ما پنهان مانده و همين باعث شده تا جهاني شدن را در گرايش‌هاي افراطي و افتادن در دام «اسم‌ها» بدانند.

با اميد به اينكه شاهد پيشرفت چشمگير نويسندگان جوانمان در عرصه‌هاي جهاني باشيم.       

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مسعود یوسفی  |