تبليغاتX
راه ابریشم - گل گیران(عاشورا در لرستان)

راه ابریشم

فرهنگي ، ادبي و لرستان پژوهي

گل گیران(عاشورا در لرستان)

 

 

آقای دکتر تعریف می کرد: چند سال پیش وقتی که عازم آمریکا بودم هواپیمای ما برفراز اقیانوس اطلس بود که متوجه شدم امروز روز عاشوراست و چون نتوانسته بودم در مراسم عاشورا در شهر خودم یعنی خرم آباد شرکت کنم به همین خاطر مقداری خاک مخصوص و تمیز ریخته بودم توی یک مشمی و با خودم آورده بودم. دکتر ادامه داد: بد جوری بیقرار شده بودم؛ به همین خاطر بلند شدم رفتم توی آبخوری هواپیما و کمی آب ریختم روی خاک و مقداری گل درست کردم و روی سر و شانه هایم مالیدم، بعد هم آمدم و سر جایم نشستم. بعضی ها کنجکاو شده بودند و با تعجب به من نگاه می کردند، اما نگاه آنها برای من هیچ اهمیتی نداشت، من نذرم را ادا کرده بودم و خیالم راحت شده بود.

همه ساله مردم مناطق مختلف لرستان با پوشیدن لباسهای سیاه و نصب بیرق عزا بر سر در منازل، مساجد، مؤسسات دولتی، اماکن عمومی و بازار به استقبال ماه محرم می روند. در روزهای دهه اول محرم مردم با حضور در دسته جات سینه زنی و زنجیرزنی و نیز با اجتماع در مساجد و حسینیه ها و شرکت در مجالس روضه خوانی و وعظ که توسط روحانیون و مداحان اهل بیت برپا می شود به سوگواری می پردازند.

در طی این چند روزدر بعضی معابر نیز نوع خاصی از موسیقی محلی به نام «چمری» نواخته می شود که دل و جان عزاداران حسینی را تسخیر و آنها را از خود بیخود می کند. به این ترتیب عزاداران و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) آمادگی و شور و حال لازم را برای ورود به روز عاشورا کسب می کنند.

روز عاشورا و از همان ابتدای روز مردم از خانه ها بیرون می زنند. در خرم آباد مردها وارد حوضچه های گِل می شوند و سراپای خود را گِل می گیرند.« در گِل فرو رفتن» و« به گِل نشستن» و «در گِل گرفتن» کنایه از درماندگی، بیچارگی، تعطیل شدن، ماتم وعزاست و زبانی همگانی و رسانه ای عمومی است که از هر زبان وبیانی گویاتر و رساتر است و در فرهنگ عامه مردم ما جایگاه ویژه ای دارد و به این ترتیب است که مرد لر با«درگِل گرفتن» خود، سراپا زبان می شود و در ماندگی و سوگواری و ماتم زدگی خود را در غم شهادت مظلومانه حسین (ع) و اصحاب پاک و بزرگوار او، به شیوه ای نمادین و مؤثر ابراز می کند. حوضچه های گِل را پیشتر نوجوانان و جوانان محل، با نیتی از سر صدق و به قصد قربت و جلب محبت خاندان ائمه اطهار آماده کرده اند. آنها مقداری خاک رس را که با حرمت فراوا ن فراهم آورده و بیخته و الک کرده اند درون حوضچه هائی با آب طیب و طاهر و با گلاب به هم می آمیزند و گِل مخصوص مراسم را درست می کنند. مردها به خصوص اگر در یک صبح زمستانی وارد حوض گِل شده باشند بایستی خود را به کنار آتش برسانند تاخشک شوند و بیمار نشوند. هیمه و هیزم این آتش را نیز همان نوجوانان و جوانان محله ها و بازهم از سر صدق و با خلوص نیت فراهم آورده اند و حتی پیشترها که سوخت غالب منازل هیزم بود، دوره می افتادند و به در هر منزلی که می رسیدند این بیت را می خواندند:

چوئی هیمه ای درانداس

نذر حسین و عباس (ع)

(تکه ای چوب و هیمه بیاور و آن را نذر امام حسین و حضرت عباس(ع) کن)

اما امروزه به وسیله کامیون و از اطراف شهر هیزم آتش صبح عاشورا فراهم آورده می شود که البته مسئولین شهر نیز برای این منظور تمهیداتی به کار می برند تا به درختان و جنگل اطراف شهر آسیبی وارد نیاید.

مردهای هر محله پس از آنکه در کنار آتش خشک و گرم شدند، کم کم به راه می افتند و در همان حال سینه می زنند و دم می گیرند:

 یک دسته می خوانند:

ای ذوالجناح با وفا پس کو حسین من؟

و دسته دیگر پاسخ می دهند:

ای مرکب شیر خدا پس کو حسین من؟

 در این هنگام زنها و بچه ها نیزکه بر روی سر و شانه ها ی خود و از روی لباس گل مالیده اند، به دنبال مردها به راه می افتند. جویبار مردان و زنان عزادار محله ها در خیابانها به هم می پیوندند و رودخانه آرامی را که می رود تا کم کم به جوش بیاید و خروشان شود  شکل می دهند.

 امان از این سرنا. امان از این دهل. امان از این «چمری» که دارد می نوازد  و فاصله زمان و مکان را از میان برداشته و عاشورا و کربلائی دیگر به راه انداخته است.

 ساعاتی بعد خیل عزاداران حسینی از همه جا به مرکز شهر می رسند. حالا دیگر نوحه ها گُل انداخته اند و نوای نوحه خوانان با حنجره هایی که معبر آوازها و ابیات و مراثی سوزناک و شورانگیز مداحان اهل بیت هستند، در فضای شهری که سراسرغمخانه شده  طنین انداخته است:

بزن بر سر که عاشوراست امروز

عزای نوگل زهراست امروز

 و خلق داغدار و سوگوار با آن دم گرفته اند. دست ها فراز می شوند و با درد مندی هرچه تمام بر سینه های تب دار و تنگ فرود می آیند. منظره مردان سراپا در گِل، روپ روپ سینه کوفتن هاشان، گرد و غباری که از گِل خشک شده به هوا بر می خیزد، نواها و آواهای طبل و سنج و دهل که در هم می شوند و بر آسمان می روند، شانه هایی که به سختی می لرزند و سیل اشک هائی که بر گونه ها جاری شده اند، همه و همه تصویری بدیع و در عین حال هول انگیز از محشر کبری و روز قیامت به دست می دهند و در دلها هول و هراس می اندازند، چه این خیل آدمیان مست و از خود بیخود، همان خونخواهان کشته دشت داغ وعطشناک کربلا هستند که آمده اند تا در ماتم عزیز زهرا(س) سنگ تمام بگذارند و فریاد وا حسینا سر دهند.

مراسم دیگر به اوج خود رسیده است که گلبانگ اذان ظهربر می خیزد و بنا به رسم محل توق شکسته می شود. ناگهان جوش و خروش فرو می نشیند و مردم آماده ادای نماز ظهر عاشورا می شوند. همان نمازی که حسین در عین جنگ و در میانه معرکه به جای آورد و در آن حال سعید بن عبدالله حنفی، از عالی ترین نمونه های پارسایی و شجاعت و فداکاری از وی محافظت کرد. آورده اند درست در همان لحظه ای  که نماز امام به پایان رسید، همزمان سعید بن عبدالله نیز به روی زمین در غلطید، چرا که پیکر رشید و مردانه اش را تیرها و پیکان های دشمن در بر گرفته بودند. امام حسین سر سعید را به دامان گرفت و سعید در آن حال ازامام پرسید: آیا من به عهد خود وفا کردم؟ و امام پاسخ داد: آری؛ چندان که تو پیشاپیش من به بهشت وارد می شوی و در آن حال سعید جان داد.

 پس نمازگزارن عزادار سلام نماز را می دهند و بعد از آن متفرق می شوند و به سوی خانه هاشان می روند تا خود را برای مراسم شام غریبان که ساعاتی دیگر و در آستانه غروبی دلگیر و شبی غم انگیز برگزار می شود آماده کنند.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مسعود یوسفی  |